تبليغاتX
گر چه رفتی اما هنوز یادت با منه


گر چه رفتی اما هنوز یادت با منه

 

مهربان من آهنگ حضورت آنچنان لطيف و شاعرانه است که من را مدهوش مي کند ،

 تو تنها چيزي هستي که براي من ارزش فکرکردن را داري !

 نمي دانم چقدر از شهر من دوري اما همه جا حست ميکنم ،

 ميشنومت .

 تو تکرار هميشگي عشقي و من فقط انعکاس بي ارزش نور تو هستم و ديگر هيچ...

 

...............................

حرفهايي هست براي نگفتن

 و ارزش عميق هر كسي به اندازه ي حرفهايی است كه براي نگفتن دارد

و كتاب هايی نيز هست برای ننوشتن و من اكنون رسيده ام به آغاز چنين كتابي...


 

نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 23:44 توسط فاطمه| |

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 22:16 توسط فاطمه| |

 

اگر خودتی(س...) کارت دارم

 

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 21:44 توسط فاطمه| |

 

رفته است و مهرش از دلم نميرود

 اي ستاره ها چه شد كه او مرا نخواست؟

اي ستاره ها اي ستاره ها اي ستاره ها

  پس ديار عاشقان جاودان كجاست؟

 

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 22:7 توسط فاطمه| |

 

اگه ۲ تا خورشید از اون ۵ خورشید کتیبه رو داشتی

 ومیرفتی ۲۰ سال دیگه دوست داشتی به کدوم

ازارزوهات رسیده بودی ودوست داشتی سرنوشتت چه

 جوری بود؟

(اون ارزوهایی رو که دوست دارین بهش رسیده

باشین روبرام بنویسین)

 

نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 20:7 توسط فاطمه| |

!!!!خدایا فکرکنم دارم عاشق میشم یاشدم!!!!

نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 20:4 توسط فاطمه| |


نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 19:42 توسط فاطمه| |

 

منتظرم

نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 17:9 توسط فاطمه| |

هشت هشت هشتاد و هشت تولد امام هشتمین رو به همه تبریک میگم

امیدوارم همه موفق وخوب باشند

منوهم دعاکنید

به توهم تبریک میگم الهه وابوالفضل

میدونم که الان تو حرمین اخه دوتایی عاشق امام رضابودین

 

نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 22:45 توسط فاطمه| |

 

سلام به همه

این میلاد خجسته رو به همگی تبریک میگم

التماس دعادارم ماروهم دعاکنین به خصوص اونایی که تواین میلادبزرگ توحرم

 امام رضا هستند

الهه ی منم خیلی امام رضا رو دوست داشت درکل عاشق امام رضابود وهست به اونم و

همچنین ابوالفضل تبریک میگم

نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 22:8 توسط فاطمه| |

نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 21:52 توسط فاطمه| |

 

من اصلا نیازی به دوست داشتن شما ندارم

 

نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 21:54 توسط فاطمه| |

 

خیلی زود در مورد کسی قضاوت نکنید

من نه اهل دوستی هستیم واینجور دوستی ها رو دوست دارم

خودتونو معطل نکنین

درضمن من هیچ وقت باامدن کسی نرفتم این شمابودید

به امید خدا

خدانگهدار

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 22:57 توسط فاطمه| |

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 22:51 توسط فاطمه| |

 

سلام عزیز دلم الهه

خوبی؟

نمیدونم چی شده که بهم گفتی بی معرفت اما فکرکنم

 چون چندوقتیه پیشت نیومدم اما من که همیشه به یادتم عزیزم

قول میدوم امروز بیام

منتظرم باش

نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت 15:18 توسط فاطمه| |

 

دوست داشتمو دارم توییی عمر دوبارم

بخوای ونخوای دلو برات میارم

اینوگفتمو میگم لدون تومیمیرم

توکه نیستی من از کی سراغ توبگیرم

دلم چه بی قراره نشونیتو نداره

اگع بی توبمونه میمیره بی ستاره


نگیرازم بهونه صدام کن عاشقونه

ببین که وقتی نیستی چه غمی داره خونه

 

سلام الهه جانم خوبی فدات بشم عزیزم خیلی دلم برات تنگ شده الان بدجور

 دلم گرفته خیلی میخوام باهات حرف بزنم صداتوبشنوم

باهمون صدای قشنگت باهام حرف بزنی یادته اون روزا وقتی دلمون میگرفت باهم حرف میزدیم

کجاست اون روزا ، ای کاش هنوز بود بحتی اگه به هردومون بدمیگذشت

خیلی دلم برات تنگ شده میخوام باهات حرف بزنم

دیشب خوابتو دیدم یعنی درباره تو بود بامهین بودم داشتم بهش میگفتم خیلی دلم

 برای الهه تنگ شده .وقتی بیدارشدم گفتم بهش زنگ میزنم اما نبود خونه

نمیدونم چم شده؟فکرمیکنم فقط حرف زدن باتو ارومم میکنه

یادته این شبارو.

جمعه شبا به یه بهونه ای میومدم خونتون اخه میخواستی باابوالفضل

 حرف بزنی ومن میشدم بهانه ی خوبی واسه نرفتنت به خونه مادربزرگت.

یادته اون شب تو داشتی تلفنی باابوافضل حرف میزدی منم یواشکی صداتونو ضبط کردم

 باهمون برنامه ای که توچندرسانه ای بهمون یاد داده بودند بعد صدای

هردوتون رو عوض کردم وگذاشتم .یادته چقدر سه تاییمون خندیدیم.

یادته چه شبایی گریه کردیم چه شبایی باهم خندیدم.

ای خدا کجاست اون روزا کجاست اون شبا.

مناون موقعارومیخوام باالهه

باورم نمیشه نیستی اما یه وقتایی که میخوام باهات حرف بزنم

 وقتی ازجلوخونتون ردمیشم تصورمیکنم که تو تواین خو.نه دیگه نیستی ...

یادته میگفتی بذار من به ابوالفضل برسم بعد باهم ازاون عوضیا انتقام میگیریم.

الهه بخدا تا می بینمش میخوام بادستای خودم خفش کنم حالم ازش بهم میخوره

خیلی دوست دارم دوست من

مواظب خودت وشوهرت باش ابوالفضل توهم مواظبش باش

نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 20:0 توسط فاطمه| |

نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 19:10 توسط فاطمه| |

؟؟؟؟

نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 16:48 توسط فاطمه| |

 

عید سعید فطر بر همگی مبارک

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 13:32 توسط فاطمه| |

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 14:22 توسط فاطمه| |

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 11:1 توسط فاطمه| |

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 4:54 توسط فاطمه| |

 

تواین شبهای قدر مارو هم دعا کنین

 

نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 13:38 توسط فاطمه| |

به کجا باید رفت

 

نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 18:39 توسط فاطمه| |

نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 18:37 توسط فاطمه| |

تو صادقانه گفتی در خانه قلبت هیچ جایی برای من نیست من بر قلب

سنگی ات بوسه می زنم که با من صادق بود 


 

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 13:47 توسط فاطمه| |

نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 22:42 توسط فاطمه| |

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 11:32 توسط فاطمه| |

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 10:57 توسط فاطمه| |

نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 14:49 توسط فاطمه| |


:قالبساز: :بهاربیست: